مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
نشـستم خـانۀ یـاد تو را در دل بـنا کردم خیالم را در آغوش حریم تو رها کردم: «رسیدم بر در باب الجوادت غرق حاجاتم برای هر کسی که خاطرم آمد دعا کردم گذشتم از تمام صحنها در صحن آزادی نشستم روبه روی گنبدت سجاده وا کردم نگاهم مست باران شد میان آفتاب صحن میان سجـدهها نام تو را تنهـا صدا کردم شـبیه قـطرهای دنـبال دریـا رفتم و رفتم خودم را بین آغوش پُر از مهر تو جا کردم نشـستم مثل عـاشقها، تـمامی دقـایق را هرآنچه داشتم قربان آن صحن و سرا کردم صدایی آشـنا آمد، دلـم را دسـت او دادم وجودم را پُر از عطر خوش نقارهها کردم دلم از لحظۀ دیـدار همراه کـبوترهاست دلی را که خودم با لطف و مهرت آشنا کردم» خیـالاتم برای رفع دلـتنگـیم کافی نیست برای دیدنت رفتم بلیطی دست و پا کردم |